آفرینش و نوآوری

بیان اين «بی‌هودگی» در شعر شاعران بزرگ معاصر، جز تقلید كوركورانه چه مفهوم دیگری دارد؟ و چرا منتقدان، این حضور غلط را هرگز نقد نكردند، ولی صدای واقعی مرا نوستالژی روستا و به تعبیری «ارتجاعی» تلقی كردند؟ منظورم این است كه جامعه و فرهنگ و درنتیجه شعر ما، تا هنوز موضوع نقدی واقعی و عميق قرار نگرفته، تا روشن شود كی حضور درست بقاعده دارد، و كی حضور ژورنالیستی. بسیاری فرآیندهای فكری و فلسفی و هنری، مثل فرآیندهای سياسی، در كشور ما، عمدتا ژورنالیستی و وارداتی است؛ نه مخلوق و محصول حركت طبیعی و رشد جامعه و تحول فردی در رابطه با تحول جمعی. ذهنیت جمعی قرن هشتمی كجا و جنگولك‌بازی مدرنیستی اواخر قرن بیستم كجا؟

منوچهر آتشی

من مدت‌ها از عقب سر به‌یک گدا نگاه می‌کنم یا فلان کورهٔ آهنگر را تماشا می‌کنم نه برای این‌که فورأ آن‌را وصف کنم بلکه هرنگاه من می‌تواند جزئی از نکات را به‌من اهدا کند. بالمجموع این نکات یک‌وقت می‌توانند به‌من کمک کنند تا این‌که در موقع نوشتن آن‌چه می‌نویسم تکرار مشاهدات دیگران به‌نظر نیاید.

نیما یوشیج

بدون مباهات به دیگران، امروز من پیشرو و مجدد شعر و نثر هستم. کیستند این وجودهای خشکیده که در چاردیوار شهر بزرگ شده‌اند. کدام یک از این‌ها که به‌تقلید قلم به‌دست گرفته‌اند می‌توانند خیال مرا بشکنند. احساس و خیال را، آسمان صاف، ابرهای طوفانی و تاریکی جنگل‌ها، روشنی قله‌ها و زندگانی، یک طبیعت ساده به من داده‌است.

نیما یوشیج

هر انسانی آفریده اندیشه های روزانه خویش است. اگر دگرگونی در زندگی انسان روی دهد، باید از دل و جان آغاز شود تا اندیشه ها و احساسات، شخص را تحت تاثیر قرار دهد و دگرگون سازد.

رالف والدو امرسون

AdChoices