وظیفه

اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر می کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد. شما پیوسته چون ترازویی بی تکلیف در میانه ی اندوه و نشاط هستید.

جبران خلیل جبران

من در آرزوی انجام خدمتی بزرگ و پرشکوه زندگی می کنم، اما سخت ترین وظیفه من انجام خدمات کوچکی است که به گونه ای بزرگ و شکوهمند پدیدار شوند.

هلن کلر

اگر شما دقیقتر فکر کرده بودید، اگر بهتر مشاهده کرده بودید و بیشتر فهمیده بودید، دیگر در تمام شرایط، فلان کار را "وظیفه" و فلان چیز را "وجدان" نمی خواندید.

فریدریش نیچه

دوست ندارم کسی چیزی به من هدیه کند، چرا که طرف مقابل با اهدای آن می خواهد مرا موظف کند تا مانند او چیزی هدیه کنم؛ حال به خود اهدا کننده یا سایرین.

فرناندو پسوآ