گرسنگی و سیری

زبان سپهری برای مردم دلپذیرتر است. اما مثل این‌که شما با زبان سهراب زیاد موافق نیستید و حتا یک جایی گفته‌اید آبتان باهم به یک جو نمی‌رود. "ولی من با "زبان" سهراب اشکالی ندارم. چون او و فروغ را از این لحاظ در عرض هم می‌گذارم. مشکل من و سهراب، دنیایی است که او از آن صحبت می‌کند. من دنیای او را درک نمی‌کنم. بهشت او اصلا از جنس جهنم من نیست. ببین: تو حتا وقتی که تا خرخره لمبانده باشی هم می‌توانی معنی حرف مرا که می‌گویم «گرسنه‌ام» بفهمی. چون سیری تو و گرسنگی من از یک جنس است منتها در دو جهت. من اگر غذای کافی بخورم حالت الان تو را درک می‌کنم و تو اگر تا چند ساعت دیگر چیزی نخوری معنی حرف مرا. اما من اگر خودم را تکه پاره هم بکنم نمی‌فهمم جغرافیای شعر سپهری کجا است."

احمد شاملو