AdChoices

طبیعت

بنابراین شعر گلگون‌سوار من، شورش من است علیه وضعیت دروغی جامعه روزگاری كه تندیس، نماد شكل سیاسی – اجتماعی آن است. ممكن است انتقاد این باشد كه: شورش عليه تندیس، گذشته را مراد می‌كند، نه آینده را. می‌گویم درظاهر بله؛ چون تا آن لحظه زیبایی گذشته قطعیت دارد، و ما یك زیبا را كشته‌ایم و نعشش را زیر پای یك تندیس دن كیشوتی گذاشته‌ایم. زیبایی آینده باید در استمرار زیبایی گذشته به وجود آید. حرف من این است كه ما گذشته خود را ادامه نداده‌ایم و امروز ما (یا آن روز ما) بر اساس گذشته ما پی‌ریزی نشده است. ما خود را منقطع كرده‌ایم و سپس خانه‌ای در باد بنا نهاده‌ایم. من علیه این انقطاع غلط همیشه شوریده‌ام، یعنی به ندای طبیعت خودم جواب داده‌ام.

منوچهر آتشی

چیزی که بیشتر مرا به‌این شیوه معتقد کرده‌است، همانا رعایت معنی و طبیعت خاص هرچیز است و هیچ حسنی برای شعر و شاعر بالاتر از این نیست که بهتر بتواند طبیعت را تشریح کند و معنی را به‌طور ساده جلوه دهد.

نیما یوشیج

بدون مباهات به دیگران، امروز من پیشرو و مجدد شعر و نثر هستم. کیستند این وجودهای خشکیده که در چاردیوار شهر بزرگ شده‌اند. کدام یک از این‌ها که به‌تقلید قلم به‌دست گرفته‌اند می‌توانند خیال مرا بشکنند. احساس و خیال را، آسمان صاف، ابرهای طوفانی و تاریکی جنگل‌ها، روشنی قله‌ها و زندگانی، یک طبیعت ساده به من داده‌است.

نیما یوشیج

AdChoices