آرزو

رمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یک کاشف است که کورمالانه می کوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشکار کند. رمان نویس مسحور [ =شیفته] رای و آوای خود نیست، بلکه مسحور شکلی است که دنبال می کند و تنها شکل هایی که به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.

میلان کوندرا

مردمان جهان از خُرد تا بزرگ، تارهای سست از آرزوهای گران بر گرد خویش می تنند و خود، عنکبوت وار میان آنها جای می گیرند. ناگهان ضربت جارویی این تارهای سست را از هم می گسلد. آنگاه همه فریاد بر می آورند که کاخی آراسته به دست ستم ویران شده است.

یوهان ولفگانگ فون گوته