AdChoices

جوانی و پیری

پرسش من از شاعران وطنم (یا در وطنم) – جوان­ها بیش­تر- این است که این شاعران و نویسندگان (خارج از کشور)، که در قلب جهان مدرن (و حالا پست مدرن) زندگی می‌­کنند، و با بیش­ترین منابع و انبوه گزاره‌­ها سر و کار دارند، آیا چیزی از آن چه شما پست‌مدرنش می‌­خوانید، نمی‌­دانند، یا نه، درکشان از این کشمکشِ بیش­تر فکری و فلسفی تا شعری، طوری است که با تأمل بیش­تر و ژرف­تر به مسائل نگاه می­‌کنند، و شعر و داستان و مقاله را، معقول، ژرف، و جذاب می‌­نویسند و «زبان بازی» این‌جایی، واقعاٌ حیرت آن­ها را برمی­انگیزد... واقعاٌ قضیه چیست؟

منوچهر آتشی

نتایجی که در جوانی به آن ها پی بردم؛۱.تجزیه و انحلال امپراتوری اتریش شرط مقدماتی حفظ آلمان است.۲.این که احساس ملی گرایی به هیچ وجه با وطن پرستی سلطنتی یکی نیست.۳.کاخ هاپسبورگ برای ملت آلمان بدبختی به بار آورد.

آدولف هیتلر

احساس خشم و احترام که از ویژگیهای جوانی است، به نظر می رسد تا زمانی که انسانها و اشیاء را به درستی جعل کند و راه گریزی برای خویش بیابد، فرد را راحت نمی گذارد، زیرا جوانی در حقیقت همان جعل و فریب است.

فریدریش نیچه

درباره‌ی مردم ستمگر چنین می‌گویم که بیشتر آنها اگر در جوانی گرفتار نشوند، در پایان کار، رسوا و روسیاه می‌شوند و در روزهای پیری و بیچارگی مورد سبک‌داشت بیگانه و هم میهن قرار می‌گیرند.

افلاطون

AdChoices