زنان نه طاقت انجام کار سنگین جسمی را دارند و نه توان فعالیت شدید ذهنی؛ آنها دِین زندگی را نه با آنچه انجام می دهند که با آنچه تحمل می کنند، می پردازند.

آرتور شوپنهاور

آنچه مردم را سنگدل می سازد این است که در هر انسان تنها آن میزان توان هست که بتواند دردها و رنجهای خود را تحمل کند.

آرتور شوپنهاور

هیچ کس نمی داند چه توانایی هایی برای تقلا و تحمل رنج در خود دارد، تا زمانی که اتفاقی می افتد و این نیروها را به جنبش در می آورد.

آرتور شوپنهاور

در جهان ذهن، ما ارواحی جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستیم. بنابراین در زمین مسرتی وجود ندارد که با آنچه ذهنی والا و پرثمر در لحظه ای فرخنده در خود می یابد برابری کند.

آرتور شوپنهاور

اغلب اتفاق می افتد که زن عاشق مردی زشت رو شود، اما هرگز نمی تواند یک مرد زن صفت را دوست بدارد، زیرا قادر نیست عیبهای او را جبران کند.

آرتور شوپنهاور

ممکن است که عاشق عیبهای هولناک موجود در شخصیت محبوبه اش را ببیند و تشخیص دهد-کاستی هایی که زندگی رنج آوری را به وی نوید می دهد- و باز هم ترسی به دل راه ندهد.

آرتور شوپنهاور

زندگی تکنولوژیک دوران ما، با کمال بی سابقه اش و افزایش و ازدیاد اسباب تجمل، این فرصت را به ما داده تا میان فراغت و فرهنگ متعالی تر و زحمت و فعالیت و رفاه بیشتر دست به انتخاب بزنیم و البته عوام به فراخور شخصیت خودشان دومی را انتخاب می کنند.

آرتور شوپنهاور

مادام که مجلات ادبی، معلومات مختصر و پیش پا افتاده ی مردمان معمولی را چاپ می کنند، به ویژه ابزار مکارانه ای برای سرقت وقت مردم زیبایی شناس هستند؛ وقتی که باید برای پیشرفت فرهنگ به شاهکارهای اصیل هنری اختصاص یابد.

آرتور شوپنهاور