لبخند زن در دو جا آسمانی و فرشته مانند است: یکی، هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق خود می گوید دوستت دارم و دیگر، هنگامی که برای اولین بار به روی نوزادش لبخند می زند.

ویکتور هوگو

برای کسی که در تصور زندگی می‌کند، راستی، بدبو است. آن که تشنه‌ی چاپلوسی‌ است، حیرت می‌آشامد و راستی، قی می کند [=برمی گرداند].

ویکتور هوگو

خشک سالی و بیماری در مقام مقایسه با جنگ، چیزی نیست زیرا خود این دو نیز ناشی از پیامدهای دشوار و ناهنجار جنگ هستند.

ویکتور هوگو