كسانی كه در نقد شعرهای من فقط يك بعد یا یك وجه عاطفی به قول خودشان، «شورش» علیه مظاهر شهری‌گری را وجهٔ مطالعه و بررسی شعر من گرفته‌اند، یك‌صدا نوشته‌اند كه شعر فلانی سراسر نوستالژی گذشته و روستا است! ولی هیچ‌كدام دربارهٔ نیما چنین نگفته‌اند.

منوچهر آتشی

در «قدمگاه» قرن بيست و يكم چه‌ها می‌گویند و چه‌ها می‌خواهند بكنند! در چنین جامعهٔ نهیلیسم (فرآیند جامعهٔ تكامل‌یافته‌تر سرمایه‌داری غرب) نمی‌تواند هرگز، حتا در یك فرد، حضوری واقعی و قابل یقین و توجیه داشته باشد.

منوچهر آتشی

خب، من در اين جمع كه به هر روی حسن نيتی در حرف‌هایشان می‌بینم، سر دفاع از شعر خودم و مقوله‌ای را كه شهرستانی‌گری، اقلیمی بودن و... در شعر خودم هست، ندارم. اين كار، وظیفه منتقدان آشنا به كار نقد ادبی به شيوهٔ امروزین مثلا غربی‌هاست كه خود مبدع آن بوده‌اند، و دریغا كه حدود يك‌ربع قرن از مقولهٔ شعر امروز در این ملك می‌گذرد و ما هنوز یك كریتیك درست و حسابی و بی‌غرض و مرض و محیط به ادب گذشته و امروزمان نداریم.

منوچهر آتشی

باز ما با همین ذهنیت قرن هشتمی لابد می‌خواهیم جست بزنیم به دوره پست‌مدرنیسم قرن بیست و یكمی و باز جنگولك‌بازی پست‌مدرنیستی درآوریم! حاصل اينكه نه هنوز قرن هشتمی را شناخته‌ایم، و نه قرن بیستم و بیست و یكم را...

منوچهر آتشی